هجده ماهگی
گل پسر سلام.ببخش مامانو که دیر به دیر میام.تنبل شدم.با گوشی که نوشتن سخته.شما هم همش بهونه میگیری و گوشیو میخوای.یا نمیذاری کارمو بکنم.لپ تاپو که نگو.تا میاریمش سریع میای و دستکاری میکنی.هیچ جوره نمیشه ازش دورت کرد.سر و کله زدنم باهات فایده ای نداره.جمعش کنیم راحت تریم.
صبح بردمت بهداشت.نمیدونم چرا موقع قد و وزن این همه گریه میکنی.
فدات شدی سیزده کیلو.وزن گیریت کمه مامان.چند وقت پیش برده بودمت دکتر گفت سیزده و نیمی.خوشحال شدم که یه دفه وزنت خوب شد.نمیدونم چرا نیم کیلو کمتر بودی.اونا که گفتن ترازو با ترازو فرق داره!قربونت قد و بالات،قدت شده نود و دو سانت هزار ماشالا.دور سرتم پنجاه و دو.
امروز شنبس،واکسن هجده ماهگیو سه شنبه ها میزنن.دیگه امروز واکسن نداشتی.تازه گفتن میذاشتی همون سه شنبه میاوردیش!
پسرم چرا سرما خوردی آخه؟میخواستیم واکسن آنفولانزا بزنیم برات.خوب پارسال خیلی مریض شدی.دکترت گفت حتما تو شهریور برات بزننیم.حالا باید تا خوب شدنت صبر کنیم.قربونت برم من.
الان نسبت به قبل از یک سالگیت حرف کمتری یرای گفتن دارم.خوب اون موقع تند تند کارتی جدید میکردی.البته بیشترشم فراموش میکنم!
ماشالا خیلی فهمیده شدی.قشنگ حرفامونو میفهمی.وقتی چیزی ازت میخوایم و انجام میدی کلی برات ذوق میکنیم.حس خوبیه که حرفامونو میفهمی.
بعضی وقتا کارای جالبی میکنی،یا کاری انجام میدی که همه دهنشون باز میمونه که چطور فهمیدی چیزی ازت میخوایم.
همچنان وقتی دو تایی خونه ایم بیشتر بهم میچسبی و نمیذاری به کارام برسم.بعضی وقتام خیلی بهونه گیری میکنی که حرصمو در میاری!
بعضی شبا بازی میکنیم و دنبال هم یا دنبال توپ میدویم که خیلی بهت خوش میگذره و حسابی میخندی.
نسبت به ماه قبل چندتا کلمه جدید یاد گرفتی.
با لاک میگی گاک!آکم میگی.به جغدم میگی گاگ،یا یه همچین چیزی.به جوجه هم میگی جیجه!چند تا کلمه دیگه هم بود که یادم نمیاد!
راستی روز عروسی دایی علی مجبور شدم از ظهر تا عروب تنهات بذارم.پیش خانواده بابایی بودی.همه رو هلاک مرده بودی از بس دنبالت دویده بودن!
تومراسمم که پسر خوبی بودی و اذیت نکردی.تا وقتی پیش من بودی همش تو سالن میگشتی یا رو زمین مینشستی.دادمت تحویل بابات،همش بغلت کرده بود.چون شما بغلش بودی دیر رفته بود سر میز شام،فقط یه نوع غذا گیرش اومده بود!که اونم تفصیر خودش بود!
بعد از مراسم تو خیابون پسر خالم ماشینو زد کنار و شروع مرد رقصیدن.همه افتادن دنبالش!توجه همه ماشینارو جلب کرده بودیم.ازمون فیلمم گرفتن!در کل عالی بود.
شب یعدشو رفتیم قم.جایی که اسکام گرفتیم خوب نبود.اذیت شدیم.ما شب نرفتیم حرم.روز بعدش رفتیم.بابایی شما رو برد زیارت داد.این بتر دوم بود که قم میرفتی گلم.
تو راه برگشت به شهرمون،یه جاهایی از مسیر دخترا تو ماشینمون بودن،همش دس میزدیم و با آهنگ میخوندیم و ادا درمیاوردیم.شما هم یاد گرفتی دس میزدی میگفتی اووووو!!
تو راه خیلی معطل شدیم.نزدیک ملایر تو یه پارک خیلی موندیم تا همه همراها بهم برسیم و باهم برگردیم.آخر شب رسیدیم خونه.
خلاصه اینم مسافرت چند.روزه و عروسیه ما بود.
همون هشت تا دندونو داری.ولی همش انگشتت دهنته.
راستی یه هفته قبل از اینکه بریم تهران عروسی،رفتیم خونه بابای بابایی.با بابایی و باباش رفتی سلمونیه دوست بابا موهاتو کوتاه کردی.وقتی برگشتین گفتم این چه قیافه ایه!!!آخه خیلی موهاتو کوتاه کرده بودن.تازه موهات بلند شده بود.همه میگفتن خیلی بهت میاد.ولی من دوس داشتم بلندتر میبود.
بهت غذا میدم تموم که میشه میگم آرش بگو الهی شکر،دو تا دستتو بالا میبری میگی آ.دردت به جونم.
یه عادت بدم داری اینه که بیشتر وقتایی که آب میخوری بقیه آبو میریزی زمین!!
بعضی وقتام لج میکنی.چیزی رو که میخوای بهت ندیم خودتو میندازی زمین و عقب هقب میری و سر و صدا میکنی و اخم و تخمم میکنی!
یه مدت افتاده بود دهنت هرچی بهت میگفتیم همش،با یه حالتی میگفتی نهههه!مخصوصا اگه اصلا چیزیو نمیخواستی با یه حالت تندی میگفتی نخ و با دستت پس میزدی.نه رو با یه حالت کشداری میگفتی نخ!
هنوزم موقع شیر خوردن موهامو میگیری.اگه کسیم پیشمون باشه،اول میری موهاشو میگیری بعد شیر میخوای!کاش فقط میگرفتی،یا چنگ میندازس از ته مو رو میگیری،یا همینطوری یه دسته مو رو تو دستت میگیری و گمی میکشی.تو خوابم همینطور هستی.همش دستتو میکشی رو سر و صورتم.حسابی کفرم درمیاد.لاقل تو خوابو بیخیال شو.
متاسفانه دست بزنم داری.البته نه همیشه.بعضی وقتا.مخصوصا بچه ها.این موضوع مشکل ساز شده برامون.
حسابی شیطون بلا شدی پسر.میریم جایی همش دنبالتیم.نمیذاری با آرامش بشینیم.
سه شنبه سی و یکمم تولدمه.
هوراااااا تولدم مبارک!
دیگه ... دیگه چیزی یادم نمیاد!
هجده ماهگیت مبارک باشه مامان.قربونت پسرم.همیشه زیر سایه خداوند باشی گل من.



هجده ماهگی 
